Limo
C2اسمتخت روان
JadoLearn Dictionary
Limo یعنی تخت روان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تخت روان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رگبار، درشت باران، دوش
تخت روان
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.