معنی ۱neutral · 82%
قطعهای شفاف و خمیده که نور را در دوربین یا عینک میشکند.
مثالهای طبیعی
Die Kamera hat eine neue Linse mit stärkerem Zoom.
دوربین لنز تازهای با بزرگنمایی بیشتر دارد.
Der Optiker reinigte die Linse meiner Brille.
عینکساز عدسی عینکم را تمیز کرد.
Durch die Linse wirkte der entfernte Vogel größer.
پرندهٔ دور از پشت عدسی بزرگتر بهنظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و جمع آن Linsen است؛ همین واژه «عدس» هم معنی میدهد و بافت تفاوت را روشن میکند.
درس کوتاه: Linse
قطعهای شفاف و خمیده که نور را در دوربین یا عینک میشکند. اسم مؤنث و جمع آن Linsen است؛ همین واژه «عدس» هم معنی میدهد و بافت تفاوت را روشن میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Linse» مطابقت دارد؟
