listig
B1صفتسر، لغزنده، لیز
JadoLearn Dictionary
listig یعنی سر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سر، لغزنده، لیز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نازک کاری، ظریف، نازک بین
شاطر، زرنگ، باهوش
سر، لغزنده، لیز
سر، لغزنده، لیز
سر، لغزنده، لیز
سر، لغزنده، لیز
سر، لغزنده، لیز
زیر جلی، بی صداقت، بدونصمیمیت
زیر جلی، بی صداقت، بدونصمیمیت
تمسخر، استهزاء، شاطر
فریب آمیز
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.