معنی ۱neutral · 88%
ادبیات بهعنوان یک حوزه یا مجموعهای از آثار ادبی مکتوب
مثالهای طبیعی
Sie studiert deutsche Literatur an der Universität.
او در دانشگاه ادبیات آلمانی میخواند.
Ich interessiere mich besonders für moderne Literatur.
من بهویژه به ادبیات مدرن علاقه دارم.
Der Kurs vergleicht verschiedene europäische Literaturen.
این دوره سنتهای ادبی مختلف اروپا را مقایسه میکند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کلی صحبت میکنیم Literatur معمولاً مفرد است؛ Literaturen برای ادبیاتها یا سنتهای ادبی متفاوت ممکن است بهکار رود.

