معنی ۱neutral · 82%
در همان زمان رویداد پخش یا اجراشده، نه از پیش ضبطشده.
مثالهای طبیعی
Das Finale wird heute live im Fernsehen übertragen.
فینال امروز بهصورت زنده از تلویزیون پخش میشود.
Wir hörten die Band live in einem kleinen Club.
گروه را زنده در باشگاه کوچکی شنیدیم.
Die Reporterin berichtet live vom Bahnhof.
خبرنگار بهطور زنده از ایستگاه گزارش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً پخش، کنسرت یا برنامه را توصیف میکند و در آلمانی با تلفظ انگلیسی گفته میشود.
درس کوتاه: live
در همان زمان رویداد پخش یا اجراشده، نه از پیش ضبطشده. معمولاً پخش، کنسرت یا برنامه را توصیف میکند و در آلمانی با تلفظ انگلیسی گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «live» مطابقت دارد؟
