معنی ۱neutral · 90%
وسیلهٔ نقلیهٔ بزرگی که برای حمل کالا از راه جاده به کار میرود.
مثالهای طبیعی
Der Lkw bringt die Möbel zum Haus.
کامیون اثاثیه را به خانه میآورد.
Viele Lkws fahren auf der Autobahn.
کامیونهای زیادی در بزرگراه حرکت میکنند.
Der Lkw ist heute zu spät.
کامیون امروز دیر کرده است.
نکتهٔ کاربردی
Lkw مخفف Lastkraftwagen است. مذکر است و جمع رایج آن Lkws است.
ترکیبهای رایج
mit dem Lkw fahren — با کامیون رفتنein Lkw-Fahrer — رانندهٔ کامیونeinen Lkw beladen — کامیون را بار زدن
درس کوتاه: حرف تعریف و کاربرد Lkw
„Lkw“ ist die Abkürzung für „Lastkraftwagen“. Das Wort ist maskulin; der gebräuchliche Plural ist „Lkws“.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
