برای دستاورد یا ویژگیای به کسی آشکارا ستایش، قدردانی یا احترام نشان دادن
مثالهای طبیعی
Die Jury zollte der Regisseurin Lob für ihre konsequente Inszenierung.
هیئت داوران از کارگردان برای اجرای منسجمش ستایش کرد.
Der Projektleiter zollte dem Team Lob für den professionellen Umgang mit der Krise.
مدیر پروژه تیم را بهخاطر مدیریت حرفهای بحران تحسین کرد.
Selbst ihre Kritiker zollten ihr Lob für die sachliche Reaktion.
حتی منتقدانش نیز واکنش سنجیدهٔ او را ستودند.
نکتهٔ کاربردی
این ترکیب سبک رسمی و ادبیتری دارد؛ در گفتوگوی روزمره معمولاً «jemanden loben» طبیعیتر است.
