معنی ۱informal · 88%
ستایش اغراقآمیز و غیرصادقانه برای چاپلوسی یا جلب رضایت کسی.
مثالهای طبیعی
Die peinliche Lobhudelei des Redners brachte selbst die Ehrengäste zum Schweigen.
چاپلوسی خجالتآور سخنران حتی مهمانان ویژه را ساکت کرد.
In der Rezension überwog Lobhudelei; auf die Schwächen des Buches ging niemand ein.
در نقد کتاب، تملق غالب بود و کسی به ضعفهای آن نپرداخت.
Sie wies die Lobhudelei zurück und verlangte eine sachliche Bewertung ihrer Arbeit.
او چاپلوسی را رد کرد و ارزیابی بیطرفانهای از کارش خواست.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف «Anerkennung» واقعی، «Lobhudelei» اغراق و فقدان صداقت را القا میکند.
