با انگیزهای دلفریب کسی یا چیزی را بهسوی خود کشاندن.
مثالهای طبیعی
Der Duft frischer Brötchen lockte uns in die Bäckerei.
بوی نان تازه ما را به نانوایی کشاند.
Das Geschäft lockt Kunden mit einem Rabatt.
فروشگاه با تخفیف مشتری جذب میکند.
Die warme Sonne lockte die Kinder nach draußen.
آفتاب گرم کودکان را به بیرون کشاند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد: جذب مشتری با پیشنهادها. در ساخت sich von etwas locken lassen، فرد بهدنبال انگیزهای میرود.
درس کوتاه: locken
با انگیزهای دلفریب کسی یا چیزی را بهسوی خود کشاندن. این فعل معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد: جذب مشتری با پیشنهادها. در ساخت sich von etwas locken lassen، فرد بهدنبال انگیزهای میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «locken» مطابقت دارد؟
