بهعنوان نتیجهای منطقی یا طبیعی و قابلانتظار از واقعیتها یا وضعیت
مثالهای طبیعی
Wenn zwei Fachkräfte ausfallen, verzögert sich das Projekt logischerweise.
اگر دو متخصص از دسترس خارج شوند، طبیعتاً پروژه عقب میافتد.
Bei geringeren Einnahmen muss logischerweise auch die Ausgabenplanung angepasst werden.
با درآمد کمتر، طبیعتاً برنامهریزی هزینهها هم باید تنظیم شود.
Ohne Kontrollgruppe sind die Ergebnisse logischerweise schwerer zu interpretieren.
بدون گروه کنترل، طبیعتاً تفسیر نتایج دشوارتر است.
نکتهٔ کاربردی
این قید میتواند کمی قاطع به نظر برسد، چون نتیجه را بدیهی جلوه میدهد؛ در بحثهای حساس بهتر است استدلال روشنتر بیان شود.
