معنی ۱neutral · 88%
با وسیلهٔ نقلیه راه افتادن یا حرکت کردن
مثالهای طبیعی
Wir fahren morgen früh um sechs Uhr los.
فردا صبح ساعت شش راه میافتیم.
Als die Ampel grün wurde, fuhr das Auto langsam los.
وقتی چراغ سبز شد، خودرو آرام راه افتاد.
Sie ist schon vor Sonnenaufgang losgefahren.
او پیش از طلوع آفتاب راه افتاده بود.
نکتهٔ کاربردی
چون فعل جداشدنی است، در زمان حال شکل fährt ... los و در Perfekt شکل ist losgefahren دارد.

