Lot
C2اسملحیم کردن، لحیم، عرضه
JadoLearn Dictionary
Lot یعنی لحیم کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لحیم کردن، لحیم، عرضه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لحیم کردن، لحیم
لحیم کردن، لحیم، ثقل سنج
لحیم کردن، لحیم
لحیم کردن، لحیم
رغبت، مزه آوردن، با رغبت خوردن
جزو، بخش، جزء
بدیوار زدن، اعلان نصب کردن، پست
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.