معنی ۱neutral · 86%
کاهش دادن شدت یا مهار کردن خود
مثالهای طبیعی
Der Vorsitzende bat beide Seiten, ihren Ton zu mäßigen.
رئیس از دو طرف خواست لحن خود را ملایمتر کنند.
Höhere Zinsen könnten die Nachfrage mäßigen.
نرخهای بهرهٔ بالاتر میتواند تقاضا را تعدیل کند.
Nach der Kritik musste er sich sichtbar mäßigen.
پس از انتقاد، آشکارا مجبور شد خود را مهار کند.
نکتهٔ کاربردی
یعنی شدت یا افراط چیزی را کاهش دادن یا خود را مهار کردن.
