معنی ۱neutral · 82%
روایتی خیالی و اغلب کهن با شخصیتها یا رویدادهای جادویی.
مثالهای طبیعی
Das Märchen erzählt von einer mutigen Schneiderin.
قصهٔ پریان از خیاطی شجاع میگوید.
Die Kinder malten Figuren aus ihren Märchen.
کودکان شخصیتهای قصههای پریان خود را نقاشی کردند.
Viele Märchen beginnen mit einem Königreich weit entfernt.
قصههای پریان بسیاری در پادشاهیای دور آغاز میشوند.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی است و مفرد و جمعش Märchen میماند؛ پسوند -chen بخشی از خود واژه است.
درس کوتاه: Märchen
روایتی خیالی و اغلب کهن با شخصیتها یا رویدادهای جادویی. اسم خنثی است و مفرد و جمعش Märchen میماند؛ پسوند -chen بخشی از خود واژه است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Märchen» مطابقت دارد؟
