معنی ۱neutral · 82%
وابسته به شهر مونیخ یا برخاسته از آن.
مثالهای طبیعی
Die Münchner Altstadt ist am Abend gut besucht.
بخش قدیمی مونیخ عصرها شلوغ است.
Wir probierten ein Münchner Brot in der Bäckerei.
در نانوایی نانی به سبک مونیخ چشیدیم.
Eine Münchnerin zeigte uns den Weg zum Museum.
زنی اهل مونیخ راه موزه را به ما نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
صفت جغرافیاییِ -er با حرف بزرگ نوشته و پیش از اسم معمولاً تغییر نمیکند؛ بهصورت اسم به اهل مونیخ هم گفته میشود.
درس کوتاه: Münchner
وابسته به شهر مونیخ یا برخاسته از آن. صفت جغرافیاییِ -er با حرف بزرگ نوشته و پیش از اسم معمولاً تغییر نمیکند؛ بهصورت اسم به اهل مونیخ هم گفته میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Münchner» مطابقت دارد؟
