معنی ۱neutral · 82%
رود یا جویباری به پهنهٔ آبی بزرگتر یا رود دیگری بریزد.
مثالهای طبیعی
Der Fluss mündet nördlich der Stadt in die Nordsee.
رود در شمال شهر به دریای شمال میریزد.
Mehrere Bäche münden hier in den See.
چند جویبار اینجا به دریاچه میریزند.
Die lange Diskussion mündete schließlich in einen Kompromiss.
گفتوگوی طولانی سرانجام به مصالحه انجامید.
نکتهٔ کاربردی
فعل لازم است و اغلب با in و آکوزاتیو میآید؛ گفتوگو نیز میتواند به توافق بینجامد.
درس کوتاه: münden
رود یا جویباری به پهنهٔ آبی بزرگتر یا رود دیگری بریزد. فعل لازم است و اغلب با in و آکوزاتیو میآید؛ گفتوگو نیز میتواند به توافق بینجامد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «münden» مطابقت دارد؟
