کاری را انجام دادن یا چیزی ساده درست کردن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
انجام دادن / درست کردن
Հայերեն
անել / պատրաստել
anel / patrastel
مثالهای طبیعی
Ich mache nach dem Essen meine Hausaufgaben.
من بعد از غذا تکالیفم را انجام میدهم.
Was machst du am Wochenende?
آخر هفته چه کار میکنی؟
