فردی که قدرت سیاسی یا نهادی قابلتوجهی را در اختیار دارد و اعمال میکند
مثالهای طبیعی
Der langjährige Machthaber ließ kaum unabhängige Institutionen neben sich bestehen.
حاکم دیرپا بهندرت اجازه داد نهادهای مستقلی در کنار او باقی بمانند.
Nach wochenlangen Protesten gab der Machthaber schließlich sein Amt auf.
پس از هفتهها اعتراض، حاکم سرانجام از مقام خود کنارهگیری کرد.
Viele Machthaber unterschätzen, wie schnell erzwungene Loyalität zerfallen kann.
بسیاری از صاحبان قدرت دستکم میگیرند که وفاداری تحمیلی با چه سرعتی میتواند فروبپاشد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً به فردی گفته میشود که عملاً قدرت سیاسی را در دست دارد و اغلب لحنی انتقادی یا فاصلهگذارانه دارد.
