وعدهٔ غذا، بهویژه غذایی جمعی، رسمی یا آیینی
مثالهای طبیعی
Nach der Preisverleihung lud die Stiftung zu einem festlichen Mahl ein.
پس از مراسم اهدای جایزه، بنیاد مهمانان را به ضیافتی رسمی دعوت کرد.
Die Reisenden teilten ein schlichtes Mahl, bevor sie bei Tagesanbruch weiterzogen.
مسافران پیش از ادامهٔ راه در سپیدهدم، غذایی ساده را با هم خوردند.
Das gemeinsame Mahl markierte den Abschluss der mehrtägigen Verhandlungen.
غذای مشترک پایان مذاکرات چندروزه را رقم زد.
نکتهٔ کاربردی
اسمی نسبتاً ادبی یا فاخر برای وعدهٔ غذا، بهویژه وقتی بر جمعی یا آیینی بودن آن تأکید شود.
