نامهای رسمی که انجام تعهد عقبافتاده، بهویژه پرداخت بدهی، را یادآوری یا مطالبه میکند.
مثالهای طبیعی
Wegen der unbezahlten Rechnung erhielt das Restaurant ein Mahnschreiben.
رستوران بابت صورتحساب پرداختنشده، اخطار کتبی دریافت کرد.
Im Mahnschreiben setzte der Vermieter eine Frist von vierzehn Tagen.
موجر در نامهٔ اخطار مهلتی چهاردهروزه تعیین کرد.
Sie antwortete auf das Mahnschreiben und legte den Überweisungsbeleg bei.
او به نامهٔ اخطار پاسخ داد و رسید انتقال وجه را پیوست کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Mahnschreiben» مطالبهٔ کتبی معمول است؛ «gerichtlicher Mahnbescheid» سند حقوقیِ جداگانهای است.
