معنی ۱neutral · 82%
یک نوبت یا مورد که در آن کاری انجام میشود یا رخ میدهد.
مثالهای طبیعی
Dieses Mal nehmen wir den früheren Zug.
این بار قطار زودتر را میگیریم.
Zum ersten Mal sah er das Meer.
او برای نخستین بار دریا را دید.
Ich habe dich schon dreimal angerufen.
من تا حالا سه بار به تو زنگ زدهام.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی و جمع آن Male است؛ در ترکیبهایی مانند dreimal بهشکل -mal میآید.
درس کوتاه: Mal
یک نوبت یا مورد که در آن کاری انجام میشود یا رخ میدهد. اسم خنثی و جمع آن Male است؛ در ترکیبهایی مانند dreimal بهشکل -mal میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Mal» مطابقت دارد؟
