معنی ۱neutral · 82%
هنر یا فعالیتِ ساختن تصویر با رنگ روی سطحی مانند بوم.
مثالهای طبیعی
Ihre Malerei verbindet kräftige Farben mit feinen Linien.
نقاشی او رنگهای پرقدرت را با خطهای ظریف ترکیب میکند.
Er studierte Malerei an einer Kunsthochschule.
او در دانشگاه هنر نقاشی خواند.
Die Malerei des 19. Jahrhunderts beeinflusst viele Künstler.
نقاشی سدهٔ نوزدهم بر بسیاری از هنرمندان اثر گذاشته است.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و برای هنر نقاشی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ اثر مشخص اغلب Gemälde نامیده میشود.
درس کوتاه: Malerei
هنر یا فعالیتِ ساختن تصویر با رنگ روی سطحی مانند بوم. اسم مؤنث و برای هنر نقاشی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ اثر مشخص اغلب Gemälde نامیده میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Malerei» مطابقت دارد؟
