کاستی یا نقصی که یک طرح، محصول، استدلال یا وضعیتِ در مجموع کارآمد را تضعیف میکند
مثالهای طبیعی
Das größte Manko des Konzepts ist die ungeklärte Finanzierung nach dem zweiten Jahr.
بزرگترین کاستی این طرح، نامشخص بودن تأمین مالی پس از سال دوم است.
Die Anwendung ist schnell, hat aber ein entscheidendes Manko: Sie funktioniert offline nicht.
برنامه سریع است، اما یک کاستی اساسی دارد: آفلاین کار نمیکند.
Als methodisches Manko nennt die Gutachterin die geringe Zahl unabhängiger Vergleichsfälle.
داور تعداد کم موارد مقایسهای مستقل را یک کاستی روششناختی میداند.
