معنی ۱formal · 89%
از نظر مقدار، اثر یا اهمیت بسیار اندک و در نتیجه کماهمیت
مثالهای طبیعی
Die Einsparung ist im Verhältnis zum Gesamtetat nur marginal.
این صرفهجویی در مقایسه با کل بودجه فقط ناچیز است.
Zwischen den beiden Verfahren zeigte sich lediglich ein marginaler Unterschied.
میان دو روش فقط تفاوتی ناچیز دیده شد.
Der Standortvorteil spielte für die endgültige Entscheidung eine marginale Rolle.
مزیت مکانی در تصمیم نهایی فقط نقشی حاشیهای داشت.
نکتهٔ کاربردی
برای چیزی بهکار میرود که در حاشیهٔ اهمیت قرار دارد یا اثر، میزان یا اهمیت بسیار اندکی دارد.
