معنی ۱neutral · 90%
مکان یا رویدادی که مردم در آن کالا خریدوفروش میکنند
مثالهای طبیعی
Samstags kaufen wir Gemüse auf dem Markt.
شنبهها از بازار سبزی میخریم.
Der Markt findet jeden Mittwoch statt.
بازار هر چهارشنبه برگزار میشود.
Auf dem Markt gibt es frisches Obst.
در بازار میوهٔ تازه هست.
نکتهٔ کاربردی
جمع اوملاوت میگیرد: Markt → Märkte.
ترکیبهای رایج
— در بازار

