معنی ۱technical · 82%
مادهٔ فیزیکی که فضا اشغال میکند و جرم دارد.
مثالهای طبیعی
Licht und Materie wechselwirken auf verschiedene Weise.
نور و ماده به شکلهای گوناگون بر هم اثر میگذارند.
Die Probe enthält organische Materie aus dem Boden.
نمونه دارای مادهٔ آلیِ خاک است.
Im Weltall verteilt sich Materie nicht gleichmäßig.
ماده در فضا بهطور یکنواخت پراکنده نیست.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در فیزیک مادهای است که اجسام از آن ساخته شدهاند.
درس کوتاه: Materie
مادهٔ فیزیکی که فضا اشغال میکند و جرم دارد. اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در فیزیک مادهای است که اجسام از آن ساخته شدهاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Materie» مطابقت دارد؟
