آنقدر خیس و نرم که گلآلود یا شل و چسبناک شده باشد.
مثالهای طبیعی
Nach dem Gewitter war der Waldweg so matschig, dass die Räder stecken blieben.
پس از توفان، مسیر جنگلی آنقدر گلآلود بود که چرخها گیر کردند.
Die Kinder kamen mit matschigen Schuhen vom Spielplatz zurück.
بچهها با کفشهای گلآلود از زمین بازی برگشتند.
Der Boden blieb selbst am nächsten Morgen noch matschig.
زمین حتی صبح روز بعد هم خیس و شل مانده بود.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف «nass»، «matschig» علاوه بر خیسی به شلشدن بافت اشاره دارد.
