معنی ۱formal · 82%
بزرگترین مقدار یا ارزشی که در موقعیتی مشخص ممکن است.
مثالهای طبیعی
Die Temperatur erreichte ein Maximum von dreißig Grad.
دما به بیشینهٔ سی درجه رسید.
Für den Raum gilt ein Maximum von zwölf Gästen.
ظرفیت این اتاق حداکثر دوازده مهمان است.
Sie gab beim Training ihr Maximum.
او در تمرین نهایت توانش را بهکار گرفت.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی است و جمع آن Maxima یا Maximums است؛ اغلب با von و یک عدد میآید.
درس کوتاه: Maximum
بزرگترین مقدار یا ارزشی که در موقعیتی مشخص ممکن است. اسم خنثی است و جمع آن Maxima یا Maximums است؛ اغلب با von و یک عدد میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Maximum» مطابقت دارد؟
