معنی ۱neutral · 82%
با قطعات متحرک یا دستگاه کارکرده، نه فقط با کنترل الکترونیکی.
مثالهای طبیعی
Die Uhr besitzt ein mechanisches Uhrwerk.
این ساعت سازوکاری مکانیکی دارد.
Der Hebel öffnet das Tor auf mechanische Weise.
اهرم دروازه را بهشکل مکانیکی باز میکند.
Sie beantwortete die Frage mechanisch und ohne Interesse.
او بیفکر و بیعلاقه به پرسش پاسخ داد.
نکتهٔ کاربردی
ساختار یا حرکت دستگاه را توصیف میکند؛ بهصورت استعاری یعنی خودکار و بیتأمل.
درس کوتاه: mechanisch
با قطعات متحرک یا دستگاه کارکرده، نه فقط با کنترل الکترونیکی. ساختار یا حرکت دستگاه را توصیف میکند؛ بهصورت استعاری یعنی خودکار و بیتأمل.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «mechanisch» مطابقت دارد؟
