چیزی، بهویژه منابع، دانش، نفوذ یا ثروت را افزایش دادن
مثالهای طبیعی
Die langjährige Feldarbeit mehrte ihr Wissen über regionale Anbaumethoden erheblich.
سالها کار میدانی دانش او دربارهٔ روشهای کشت منطقهای را بهطور چشمگیری افزایش داد.
Die Familie versuchte, ihr Vermögen durch langfristige Beteiligungen zu mehren.
خانواده تلاش کرد دارایی خود را از طریق سرمایهگذاریهای بلندمدت افزایش دهد.
Mit jedem erfolgreichen Bündnis mehrte die Organisation ihren politischen Einfluss.
این سازمان با هر ائتلاف موفق نفوذ سیاسی خود را افزایش داد.
نکتهٔ کاربردی
فعلی نسبتاً فاخر است که یا به معنی افزایش دادن چیزی است یا در ساخت بازتابی به معنی بیشتر یا پرتعدادتر شدن.
