معنی ۱neutral · 82%
در چند نوبت جداگانه و نه فقط یکبار.
مثالهای طبیعی
Ich habe mehrmals versucht, dich zu erreichen.
چندین بار تلاش کردم با تو تماس بگیرم.
Der Bus hält mehrmals auf dem Weg zum Flughafen.
اتوبوس در مسیر فرودگاه چند بار توقف میکند.
Sie las den Brief mehrmals, bevor sie antwortete.
او پیش از پاسخ، نامه را چند بار خواند.
نکتهٔ کاربردی
قیدی تغییرناپذیر است و تعداد دقیق را نمیگوید؛ برخلاف dreimal.
درس کوتاه: mehrmals
در چند نوبت جداگانه و نه فقط یکبار. قیدی تغییرناپذیر است و تعداد دقیق را نمیگوید؛ برخلاف dreimal.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «mehrmals» مطابقت دارد؟
