معنی ۱neutral · 82%
آگاهانه از دیدار شخص، رفتن به مکانی یا انجام کاری خودداری کردن.
مثالهای طبیعی
Wegen des Staus meidet sie die Innenstadt.
او بهخاطر ترافیک از مرکز شهر دوری میکند.
Der Wanderer mied den steilen Pfad nach dem Regen.
کوهنورد پس از باران از مسیر پرشیب دوری کرد.
Sie meidet süße Getränke unter der Woche.
او در طول هفته از نوشیدنیهای شیرین پرهیز میکند.
نکتهٔ کاربردی
فعل قوی و متعدی است؛ گذشتهٔ آن mied و Partizip II آن gemieden است و اغلب قصد آگاهانه را میرساند.
درس کوتاه: meiden
آگاهانه از دیدار شخص، رفتن به مکانی یا انجام کاری خودداری کردن. فعل قوی و متعدی است؛ گذشتهٔ آن mied و Partizip II آن gemieden است و اغلب قصد آگاهانه را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «meiden» مطابقت دارد؟
