معنی ۱neutral · 87%
انبوه بزرگی از مردم که نزدیک هم جمع شدهاند و همچون یک توده دیده میشوند.
مثالهای طبیعی
Nach dem Konzert strömte eine Menschenmasse auf den Bahnhof zu.
بعد از کنسرت، انبوه جمعیت به سوی ایستگاه راه افتاد.
Die Feuerwehr bat die Menschenmasse, den Rettungsweg freizuhalten.
آتشنشانها از انبوه جمعیت خواستند مسیر امدادرسانی را باز بگذارند.
Vom Balkon aus wirkte die Menschenmasse wie ein endloser Strom.
از بالکن، جمعیت مانند رودی بیپایان به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
از «Menschenmenge» شدیدتر و غیرشخصیتر است؛ میتواند بزرگی یا تهدیدآمیزبودن را برساند.
