mies
B1صفتکناره گیر، معتکف، کثیف کردن
JadoLearn Dictionary
mies یعنی کناره گیر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کناره گیر، معتکف، کثیف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیر مهم، کوچکی، نقلی
نازک کاری، ظریف، نازک بین
بد
شل، کم زور، چلاق
کناره گیر، معتکف، بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
کناره گیر، معتکف
کناره گیر، معتکف، پوشالی
کناره گیر، معتکف
عبوسانه، عبوس، وحشت آور
استهزاء آمیز، مضر، کثیف کردن
کثیف کردن، نجس، ملوت
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.