مربوط به بررسی یا مشاهدهٔ چیزی با میکروسکوپ.
مثالهای طبیعی
Eine mikroskopische Untersuchung bestätigte den Befall der Blätter.
بررسی میکروسکوپی آلودگی برگها را تأیید کرد.
Die Werkstatt ließ die Metalloberfläche mikroskopisch auf feine Risse prüfen.
کارگاه سطح فلز را برای ترکهای ریز زیر میکروسکوپ بررسی کرد.
Im Kurs verglichen die Studierenden mikroskopische Aufnahmen verschiedener Gewebe.
دانشجویان در کلاس تصاویر میکروسکوپی بافتهای مختلف را مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
«mikroskopische Untersuchung» یعنی بررسی با ابزار میکروسکوپی و با معنای مجازی «بسیار کوچک» تفاوت دارد.
