معنی ۱neutral · 88%
ملایم، آرام یا نهچندان شدید
مثالهای طبیعی
Der Winter ist dieses Jahr ungewöhnlich mild.
زمستان امسال بهطور غیرمعمول ملایم است.
Die Soße schmeckt mild und ist nicht scharf.
سس طعم ملایمی دارد و تند نیست.
Seine Kritik war überraschend mild.
انتقاد او بهطور غیرمنتظرهای ملایم بود.
نکتهٔ کاربردی
ترجمهٔ دقیق به بافت بستگی دارد؛ هوای ملایم، طعم ملایم و انتقاد ملایم همگی شدت کم را بیان میکنند.

