معنی ۱formal · 82%
نیروهای مسلح یک کشور بهعنوان نهادی سازمانیافتهٔ دولتی.
مثالهای طبیعی
Das Militär unterstützte die Rettungsarbeiten nach dem Sturm.
ارتش پس از توفان از عملیات امداد پشتیبانی کرد.
Sie arbeitet als Ärztin beim Militär.
او بهعنوان پزشک در نیروهای مسلح کار میکند.
Das Militär änderte seine Einsatzpläne.
ارتش برنامههای اعزام نیرو را تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی و معمولاً جمعبستهنشدنی است؛ برای واحد یا افراد از Truppen یا Soldaten استفاده میشود.
درس کوتاه: Militär
نیروهای مسلح یک کشور بهعنوان نهادی سازمانیافتهٔ دولتی. اسم خنثی و معمولاً جمعبستهنشدنی است؛ برای واحد یا افراد از Truppen یا Soldaten استفاده میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Militär» مطابقت دارد؟
