احساس یا بیانِ نارضایتی، ناخشنودی یا عدم تأیید
مثالهای طبیعی
Der Vorschlag stieß bei mehreren Mitgliedern auf deutliches Missfallen.
پیشنهاد با نارضایتی آشکار چند عضو روبهرو شد.
Die Kundin brachte ihr Missfallen über die wiederholten Verzögerungen schriftlich zum Ausdruck.
مشتری نارضایتی خود از تأخیرهای مکرر را بهصورت کتبی بیان کرد.
Die Entscheidung erregte öffentliches Missfallen, obwohl sie rechtlich zulässig war.
این تصمیم با وجود قانونی بودن، نارضایتی عمومی برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
از «Ärger» رسمیتر و کماحساستر است و اغلب ناظر به عدم تأیید و داوری منفی است.
