معنی ۱neutral · 82%
وظیفه یا طرحی مهم با هدفی مشخص.
مثالهای طبیعی
Das Rettungsteam begann eine Rettungsmission in den Bergen.
گروه امداد مأموریت نجاتی را در کوهستان آغاز کرد.
Ihre Mission ist es, alte Bücher zu digitalisieren.
مأموریت او دیجیتالکردن کتابهای قدیمی است.
Die Raumfahrtmission kehrte nach sechs Monaten zurück.
مأموریت فضایی پس از شش ماه بازگشت.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث است؛ مأموریتی را انجام میدهند یا به پایان میرسانند؛ سفر فضایی و فعالیت مذهبی نیز معانی دیگریاند.
درس کوتاه: Mission
وظیفه یا طرحی مهم با هدفی مشخص. اسم مؤنث است؛ مأموریتی را انجام میدهند یا به پایان میرسانند؛ سفر فضایی و فعالیت مذهبی نیز معانی دیگریاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Mission» مطابقت دارد؟
