mit abgespreiztem kleinen Finger
C2صفتتصنعی، مبتلا، دچارعلت کردن
JadoLearn Dictionary
mit abgespreiztem kleinen Finger یعنی تصنعی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تصنعی، مبتلا، دچارعلت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لمس، نرم، شل
گمراه کننده، عطفی، تصنعی
گمراه کننده، تصنعی، مبتلا
گمراه کننده، تصنعی، مبتلا
گمراه کننده، تصنعی، مبتلا
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.