معنی ۱neutral · 90%
بهشکلی سنجیده و متناسب، بدون افراط غیرضروری
مثالهای طبیعی
Der Staat sollte in diesem Bereich mit Augenmaß regulieren.
دولت باید در این حوزه با سنجیدگی مقرراتگذاری کند.
Die neue Leitung reagierte mit Augenmaß auf die internen Konflikte.
مدیریت جدید با سنجیدگی به اختلافات داخلی واکنش نشان داد.
Kürzungen müssen mit Augenmaß erfolgen, damit zentrale Leistungen erhalten bleiben.
کاهش بودجه باید سنجیده انجام شود تا خدمات اصلی حفظ شوند.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت از اعتدال و قضاوت درست تمجید میکند، نه از انفعال.
