بهشکلی طنزآمیز یا کمی کنایهآمیز، با نشان دادن اینکه سخن کاملاً جدی نیست
مثالهای طبیعی
Der Bürgermeister bezeichnete sich mit einem Augenzwinkern als erfahrenen Krisenmanager.
شهردار با لحنی شوخ خود را مدیر بحران باتجربه نامید.
Die Kampagne greift Klischees mit einem Augenzwinkern auf, ohne sie ernst zu bestätigen.
کارزار با لحنی طنزآمیز سراغ کلیشهها میرود، بدون اینکه جدی آنها را تأیید کند.
Sie erinnerte ihn mit einem Augenzwinkern an seine legendäre Unpünktlichkeit.
او با شوخی، بدقولی معروفش را به او یادآوری کرد.
نکتهٔ کاربردی
بافت باید طنز یا کنایه را روشن کند؛ وگرنه عبارت میتواند کاملاً تحتاللفظی فهمیده شود.
