چیزی را با عجلهٔ بیش از حد و معمولاً با دقت یا کیفیت ناکافی سرهم کردن
مثالهای طبیعی
Das Gesetz wurde offenbar mit heißer Nadel gestrickt und enthält mehrere Widersprüche.
قانون ظاهراً شتابزده تدوین شده و چند تناقض دارد.
Das Update wirkt mit heißer Nadel gestrickt; zentrale Funktionen sind noch instabil.
بهنظر میرسد بهروزرسانی شتابزده آماده شده؛ قابلیتهای اصلی هنوز ناپایدارند.
Wir sollten das Konzept nicht mit heißer Nadel stricken, nur um den Termin zu halten.
نباید فقط برای رسیدن به موعد، طرح را هولهولکی آماده کنیم.
نکتهٔ کاربردی
عبارت مجازی است و معمولاً خودِ نتیجه را هم منفی ارزیابی میکند، نه فقط سرعت کار را.
