معنی ۱neutral · 87%
با تلاش فراوان و دشواری زیاد
مثالهای طبیعی
Wir bekamen den schweren Schrank nur mit Mühe und Plage durchs Treppenhaus.
کمد سنگین را فقط با هزار زحمت از راهپله عبور دادیم.
Mit Mühe und Plage erhielt sie schließlich alle erforderlichen Genehmigungen.
او سرانجام با هزار دردسر همهٔ مجوزهای لازم را گرفت.
Die beschädigten Dateien ließen sich mit Mühe und Plage teilweise wiederherstellen.
فایلهای آسیبدیده با زحمت فراوان تا حدی بازیابی شدند.
نکتهٔ کاربردی
از «mit Mühe» بیانگراتر است و اغلب دلخوری از میزان دردسر را هم میرساند.
