معنی ۱formal · 90%
از همین لحظه و بدون تأخیر یا دورهٔ گذار نافذ شدن
مثالهای طبیعی
Die Geschäftsführerin legte ihr Amt mit sofortiger Wirkung nieder.
مدیرعامل با اثر فوری از سمت خود کنارهگیری کرد.
Die Nutzung des Geräts ist mit sofortiger Wirkung untersagt.
استفاده از دستگاه از همین لحظه ممنوع است.
Der Vorstand setzte die neue Richtlinie mit sofortiger Wirkung in Kraft.
هیئتمدیره دستورالعمل جدید را با اثر فوری به اجرا گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت دقیق و رسمی است؛ در گفتار روزمره «ab sofort» معمولاً سادهتر و طبیعیتر است.
