با دو معیار متفاوت دربارهٔ موارد مشابه داوری کردن
مثالهای طبیعی
Die Leitung misst bei Überstunden offenbar mit zweierlei Maß.
مدیریت ظاهراً دربارهٔ اضافهکاری دوگانه برخورد میکند.
Wer Transparenz fordert, darf bei den eigenen Fehlern nicht mit zweierlei Maß messen.
کسی که شفافیت میخواهد نباید دربارهٔ خطاهای خودش دوگانه قضاوت کند.
Die Geschwister warfen den Eltern vor, mit zweierlei Maß zu messen.
خواهر و برادرها والدین را متهم کردند که با دو معیار متفاوت قضاوت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
برای موقعیتی است که افراد یا موارد مشابه با معیارهای نابرابر سنجیده میشوند.
