Mitbeteiligter
C2اسمنزدیک یا متصل شدن، شاخ زدن، مرد هرزه
JadoLearn Dictionary
Mitbeteiligter یعنی نزدیک یا متصل شدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نزدیک یا متصل شدن، شاخ زدن، مرد هرزه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
یک وجب، عقربک، چنگ
همدست؛ شریک جرم، موتلف، نزدیک یا متصل شدن
نزدیک یا متصل شدن، شاخ زدن، مرد هرزه
نزدیک یا متصل شدن، شاخ زدن، مرد هرزه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.