معنی ۱neutral · 92%
احساس همدلی و دلسوزی برای کسی که رنج میبرد یا در مشکل است
مثالهای طبیعی
Sie zeigte großes Mitgefühl für die betroffene Familie.
او همدلی زیادی با خانوادهٔ آسیبدیده نشان داد.
In dieser Situation braucht er eher Mitgefühl als Kritik.
در این موقعیت او بیشتر به همدلی نیاز دارد تا انتقاد.
Mitgefühl kann den Umgang mit Schwächeren menschlicher machen.
همدلی میتواند رفتار با افراد آسیبپذیرتر را انسانیتر کند.
نکتهٔ کاربردی
Mitgefühl معمولاً غیرقابلشمارش است و بر دلسوزی و همراهی تأکید دارد؛ Empathie بیشتر به درک احساس یا دیدگاه دیگری اشاره میکند.
