معنی ۱neutral · 90%
در فعالیتی شرکت کردن یا همراهی کردن
مثالهای طبیعی
Machst du beim Spiel mit?
در بازی شرکت میکنی؟
Alle Kinder machen im Kurs mit.
همهٔ بچهها در کلاس شرکت میکنند.
Ich habe beim Konzert nicht mitgemacht.
من در کنسرت شرکت نکردم.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ خبری، mit آخر جمله میآید: Ich mache mit.
ترکیبهای رایج
— در بازی شرکت کردن

