معنی ۱formal · 86%
بههیچوجه؛ اصلاً نه
مثالهای طبیعی
Die Zahlen belegen mitnichten, dass die Reform gescheitert ist.
این ارقام بههیچوجه ثابت نمیکنند که اصلاحات شکست خورده است.
Das Buch ist mitnichten nur für Fachleute interessant.
این کتاب بههیچوجه فقط برای متخصصان جالب نیست.
Ich wollte mitnichten behaupten, dass du verantwortlich bist.
من اصلاً قصد نداشتم بگویم تو مسئول بودهای.
نکتهٔ کاربردی
قیدی رسمی یا تأکیدی به معنی «بههیچوجه» یا «اصلاً نه» است.
